روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی

متن مرتبط با «برکت» در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی نوشته شده است

غذای پر برکت

  • نیلوبلاگ

    سال شصت و سه بود، جنگ بود و همه چیزکم بود وسهمیه بندی، از مواد غذایی گرفته تا نفت و گازوئیل و پوشک بچه. ما شوفاژ داشتیم اما گازوئیل سهمیه بندی بود و اگر میخواستیم همه رادیاتورهای خانه بزرگی را که در آن زندگی میکردیم باز کنیم، با کمبود گازوئیل مواجه میشدیم. همینطوری هم پیدا کردن گازوئیل مشکل بود و علاوه بر سهمیه ای که داشتیم، شوهر خاله خدابیامرز که البته اون روزها هنوز مرحوم نشده بود، برامون توی باک کامیونش گازوئیل میآورد و توی منبع میریخت. برای صرفه جویی از سالن و دوتا اتاق خواب متصل به آن استفا...

    ادامه مطلب