روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی

متن مرتبط با «کتابخانه» در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی نوشته شده است

خاطره قفل چرخ زدن ماشین در کتابخانه دانشگاه

  • نیلوبلاگ

    من باید نوشتن پایان نامه رو نهایی میکردم و لازم بود دائم مالزی باشم و پایان نامه رو با اساتید چک کنم برای همین با محمد سینا که تازه یکساله شده بود و مامان به مالزی برگشتم. یک آپارتمان از اینترنشنال هاوس دانشگاه و یک ماشین کانچیل اجاره کردم. مامان حدود یک ماه پیشم موند که از محمد سینا نگهداری کنه ولی چون باید به ملیکا هم رسیدگی میکرد برگشت و من برای محمد سینا پرستار گرفتم. از اونجا که توی مالزی بچه دزدی خیلی زیاد بود و به راحتی نمیشد به کسی اعتماد کرد عروس استادم که به تازگی ازدواج کرده بود پرستا...

    ادامه مطلب