
حدود 15 سال میشه که خونه شمال رو خریدیم و توی این 15 سال فقط با خانواده همسایه سمت راستی سلام و علیک داشتیم اونهم بخاطر اینکه کلید حیاط رو بهشون میدیم تا وقتی برای خوندن کنترها میان در رو باز کنند... هر بار هم که میرفتیم شمال ازشون میخواستم بیان تا حساب و کتابهای مربوط به قبضهای آب و برق و گاز را داشته باشیم و معمولا برای دختر و نوه های همسایه هدایایی می بردم. بطور کلی معاشرت من با اهالی روستا به همین مقدار و تنها با همین خانواده محدود میشد. تا بحال از محدوده ساختمان خودم اون طرف تر حتی پا هم نگ...
ادامه مطلب