فرار کردم

خرید بک لینک
خدا نکنه کسی وارد کار بازسازی خونه بشه, اونم وقتی خودش داره توی خونه زندگی میکنه...فکر کنم بیشتر از یک ماهه که درگیر بازسازی خونه هستم. همسرم که اصلا نبوده و درگیر بنا و نجار و نصاب و ...نشده و بچه ها هم که بیشتر اوقات خونه مامان بودندو فقط من بودم و سر و کله زدن با یک لشگر آدم تمبل که معمولا کارهاشون رو خیلی خوب هم انجام نمیدن. توی این مدت هر روز برای دست کم هفت-هشت نفر آدم غذا درست کردم و چای و میان وعده و بعد نظارت بر کارشون و جور کردن مواد و مصالح ....همه به تنهایی واقعا خسته کننده بود...از همه بدتر اینکه وقتی چند گروه با هم مشغول انجام کارهای مختلف هستند همه ریخت و پاش و شلختگی بیشتری انجام میدن و گردن هم میندازنِ....چند روز پیش پام روی یک اسپری چسب که زیر کاغذی افتاده بود لیز خورد و بدجور زمین خوردم...پام پیچ خورد و دوتا دستام هم زخمی شدن...خیلی خندم گرفته بود ولی از اونجایی که باید ابهت کارفرمایانه خودمو حفظ میکردم سر کارکنانی که دور و برم بودن داد کشیدم و حرصمو سرشون خالی کردم...اونها هم تند و تند آشغالهای روی زمین رو جمع کردن و قدری به کار سرعت دادن...هنوز مچ پام درد میکنه و دیگه واقعا خسته شدم. دیروز غروب نصاب های لمینت گفتن بدلیل تعطیلات تا دوشنبه نمیان سر کار...نجار هم آخرش یک نرده احمقانه که به اونچه که براش ترسیم کرده بودم شباهتی نداشت درست کرد و رفت و فقط کلی بوی رنگ و تینر راه انداخت و گفت دوباره باید بیاد برای اصلاح کار. همه رفتن و من خسته تر از همیشه با وسایل بهم ریخته و یخچال وسط سالن پذیرایی و بوی تند رنگ و چسب موندم. دیگه دست از مقاومت احمقانه برای موندن توی خونه برداشتم و رفتم پیش دوستم و شب هم پیشش موندم این درواقع اولین باری بود که از مشکلی فرار میکردم. صبح حتی حوصله موندن توی خونه دوستم رو هم نداشتم و گفتم بیا بریم بگردیم. از سعادت آباد تا شوش رو چرخ زدم و دیدم مثل اینکه رانندگی از هر چیزی برام بهتره...دوستم رو پیاده کردم, پسرم رو برداشتم و بعد از 5 ساعت رانندگی رسیدم خونه شمالم...تمام مشکلاتم حل شد....در واقع فرار بهترین راه حله...دلم نمیخواد برگردم تهران...فرار کردم و دلم میخواد در این گوشه امن قایم باشم...

روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...

ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال می‌کنید

برچسب: فرار, میلاد بابایی,از سربازی فرار,شوخی, فرار مغزها,از خدمت فرار,از خونه فرار,از خانه فرار,فرار کردم, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:53

صفحه بندی