گاهی وقتها تردید دارم....که آیا کاری که دارم انجام میدم درسته یا نه؟ اینکه موقعیت خوبی رو از دست دادم...موقعیت خوبی که هنوز هم هست و درواقع من بهش پشت کردم....هنوزم گاهی وقتها پیامی از رئیس دانشکده هنر و معماری UPM دریافت میکنم که باز هم منو دعوت میکنه که برگردم اونجا و عضو خانواده بزرگ اساتید اون دانشکده باشم...برام قابل تأمل و کمی درد آوره که اون طرف دنیا منو جزو خانواده خودشون میدونن و این طرف دنیا بعضا معترض هستند که چرا هیات علمی های جوان رو به دانشکده راه دادن...یعنی من اینجا بی خانه تر از مالزی هستم...غریبه تر شاید....اهمیتی برام نداره و به کارم ادامه میدم ...با لبخند و مصمم...ولی مشکلات تمومی ندارن انگار ... یکروز ویدئو پروژکتور نیست یکروز صندلی یکروز میز و یکروز دیگه محلی مناسب کلاس...یک ماه دنبال آتلیه برای طرح معماری دویدم تا بتونم محلی مناسب برای 7 ساعت کار دانشجو داشته باشم و این درحالی بود که تونی رئیس دانشکده معماری تیلور عکس آتلیه رو به دریاچه رو برام میفرستاد و دعوت میکرد برای ترم آپریل به اونجا برگردم...هیچ وقت نخواستم تردید کنم نسبت به تصمیمی که گرفتم اما گاهی واقعا خسته میشم از اینهمه دویدن...از اینهمه بی نظمی...و یادم میاد که پروفسور حسابی گفتند که جهان سوم جایی است که در آن اگر بخواهی کشورت را آباد کنی خانه ات ویران خواهد شد واگر خانه ات را بخواهی آباد کنی مجبوری کشورت را ویران کنی....
با همه تردیدهایی که دارم ادامه میدم... کاش میتونستم ساده از مسائل رد بشم....کاش میشد بی تفاوت بود و کاش میتونستم فقط به فکر آبادی خانه ام باشم....تردید دارم هنوز...مثل همیشه...
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...
ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال میکنید
برچسب: تردید,تردید سیاوش قمیشی,تردید فیلم کامل,تردید سامان جلیلی,تردید هلن,تردید در ازدواج,تردید علی بابا,تردید فیلم,تردید یاشگین,تردید دانلود,
نویسنده:
بازدید: 165
تاريخ: جمعه
14 آبان
1395 ساعت: 6:34