زمانی که ما دانشجو بودیم ارتباط ما با استاد فقط رو در رو بود یعنی وقتی استاد رو میدیدیم ازش سوال میپرسیدیم و اگر در طول هفته سوالی برامون پیش میومد باید یک هفته منتظر میشدیم تا سوال رو بپرسیم. امروزه هر کلاسی برای خودش یک گروه تلگرامی داره که معمولا دانشجوها و استاد عضوش هستند. دانشجوها هم عادت کردن که هر 5 دقیقه یکبار سوالی بپرسن و برای رعایت عدالت من خودم رو مجبور به پاسخگویی همه میدونستم و طبیعتا وقت زیادی ازم گرفته میشد. مشکل دیگه دعواهای دانشجوها در گروه تلگرامی و بعضا فرستادن مطالب نامربوط بود. برای رفع این مشکل این ترم برای دروسی که تدریس میکنم کانال تلگرامی درست کردم که اینطوری فقط بشه به دانشجویان اطلاع رسانی کرد و منابع لازم رو در اختیارشون قرار داد و دانشجویان مثل گذشته ها باید فقط سر کلاس سوالاتشون رو بپرسن. البته یک دانشجو بعنوان نماینده میتونه با تماس تلفنی اگر موضوع مهمی هست به من اطلاع بده.
خودم رو مجبور به استفاده کمتر از شبکه های اجتماعی، مطالعه بیشتر و نوشتن مقالات کردم...درست مثل زمانی که دانشجوی دکترا بودم مجبورم بخونم و بنویسم...
اینترنت گوشی موبایل فقط نیم ساعت صبح ها جهت فضولی صبحگاهی، نیم ساعت بعد از ظهر و نیم ساعت هم ساعت 11 شب مجاز خواهد بود....چون در غیر این صورت وقتی برای بقیه کارها و استراحت باقی نمی مونه...
خواب نیمروزی و هر روز یک ساعت ورزش اجباری...مثل گذشته...
مثل اینکه در گذشته بهتر زندگی میکردم...گاهی اوقات عقب گرد لازمه...
درسته که ارتباطات امروزی سرعت زندگی رو بیشتر کرده اما بهتره گاهی اوقات آرامتر رفت و از مناظر اطراف لذت برد....
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 133