گفته بودم...

خرید بک لینک
دوسال پیش سر کلاس روش تحقیق دانشجویان کارشناسی ارشد معماری واحد علوم و تحقیقات داشتم مثال میزدم و بحث کشیده شد به مکانیابی پروژه ها و برنامه ریزی برای اجرای اونها و خلاصه من گفتم که مکانیابی برای احداث دانشگاه در این منطقه با این شیب زیاد و دسترسی سخت, اشتباه بوده و بهتر بود لااقل برای ساختمانهای بالای کوه هم پارکینگ طبقاتی ساخته میشد که دانشجوها مشکل کمتری برای دسترسی داشته باشند چون کلاس من ساعت 7 و 30 دقیقه شروع میشد و اکثرا دانشجوها دیر به کلاس می رسیدند...بخاطر تاخیر اتوبوسهای فرسوده ای که داخل دانشگاه تردد میکردند...

یک ترم بعد از اون کلاس حراست دانشگاه منو احضار کرد...یکی از دانشجویانی که ظاهرا خیلی خودشو در قبال مسائل دانشگاه مسؤل حس میکرده گزارشی علیه من تنظیم کرده بود که البته بیشترش کذب بود و منجر به اخراج دانشجو شد...اما یک مورد رو که حراست از من در موردش سوال کرد این بود که چرا در مورد مکان دانشگاه اظهار نظر کردم و گفتن با مطرح کردن این بحث در کلاس باعث شدم به هیات امنای دانشگاه توهین بشه....

دوسال گذشت و دوتا از دانشجویانی که در همان کلاس بودند و در همان بحث شرکت داشتند یعنی سجاد پور احسان و سارا ابوالفتحی راد و پدرش در سانحه ای از دست رفتند که مربوط به همان بحث من بود....

حالا حق ندارم بگم....

روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...

ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 7:22

صفحه بندی