روزمره های روستا

خرید بک لینک
در اینجا یک سری کار هست که هر روز باید انجام بشه مثلا رسیدگی به حیوانات و گلها. هر روز صبح قبل از هر کار باید سگ عزیزم رو غذا بدم و زنجیرش کنم. چون شبها سگم آزاده و باید قبل از اینکه محمد سینا رو مدرسه ببرم سگ رو ببندم که پسرم نترسه. بعد از رسیدگی به سگ گوسفندها و اردکها و غاز ها رو هم آزاد میکنم و دیگه چون فرصت غذا دادن به اونها نیست فقط میرسم صبحانه پسرم رو بدم. از خانه ما تا مدرسه روستا فقط 5 دقیقه راه هست و ما از قدم زدن در هوای تازه و تماشا کردن کوههای همیشه مه گرفته تالش واقعا لذت میبریم. گاوها هم با ما این مسیر رو طی میکنند تا به مزرعه های مقابل مدرسه بروند برای چرا. بعد از رساندن پسرم باید غذای پرنده ها رو درست کنم. طبق فرمولی که ایران خانم گفته باید دو الی سه پیمانه نان خشک خرد شده رو با دو برابر سبوس ریز برنج که اینجا بهش میگن کپک مخلوط کنم و مقداری آب بهش بزنم و با دست به هم بزنم تا کمی گلوله بشه. وقتی با دستکشهای بزرگ و ضخیم مخصوص این کار و سطل بزرگ غذا وارد محوطه پرندگان میشم همشون سر و صدا کنان دورم میان و سر غذا با هم دعوا میکنن. گوسفند ها هم سعی میکنن بیان طرف پرنده ها و غذا بخورن و فنس های فلزی مانعشون میشه. بعد نوبت آوردن علف خشک برای گوسفند ها میرسه. البته حیاط پشتی علف تازه هم داره ولی توی این فصل کافی نیست و براشون علف خشک و یونجه و کاه عدس هم میریزم. بعد از این باید دستکش و چکمه ها رو عوض کنم و دستکش و پوتین بیرون رفتن رو بپوشم و سگم رو برای دویدن ببرم. از این کار هردو لذت میبریم...میریم و در مزرعه های اطراف میدویم و وقتی برمیگردیم و تمام این مشاغل روزمره روستایی تموم میشه تازه ساعت شده 9 صبح...یعنی وقتی که بیشتر مردم شهری و حتی روستایی هنوز خواب هستند...این فاز اول مشاغل روستایی من بود و باید ساعت 5 بعد از ظهر همه این غذا دادنها تکرار بشه...پرنده ها و گوسفندان را جا کرد و سگ را آزاد کرد...زندگی روستایی ادامه دارد...

روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...

ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 7:22

صفحه بندی