روستایی شدم. افتخار میکنم به اینکه جلوی هیچ انسانی سر خم نکردم و سرم رو بالا گرفتم و حالا هم با افتخار میگم
روستایی شدم. گور پ
در م
درک و پرستیژ و هرچی که همه دنبالش هستند, زندگی رو باید زندگی کرد.... از امروز تصمیم گرفتم روزمره های زندگی دکتری را که تصمیم گرفت
روستایی بشه رو بنویسم. برای تقسیم کردن این حس خوب با بقیه یک صفحه
در اینستاگرام هم
درست خواهم کرد تا عکسها و فیلمهای زندگی
روستایی خودم را با بقیه به اشتراک بگذارم.
درحال حاضر یک سگ , دو تا گوسفند, شش تا غاز و یازده تا اردک دارم. در یک خانه
روستایی حدودا 90 متری زندگی میکنم و حیاط خانه تقریبا 2500 متر هست که برای شروع زندگی روستایی
من کافیه. اینجا بارون پاییزی داره نم نم میباره و
من هم تازه از کارهای روستایی که بعدا براتون توضیح خواهم داد و گردش بردن سگ و ... فارغ شدم و لم دادم روی مبل و آهنگ گوش میدم و چای مینوشم...امروز پسرم زود تعطیل شده و الان رسیده خونه و بوی غذا باعث شده که بخواد زودتر ناهار بخوره...بعدا
بیشتر خواهم نوشت...
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...
ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 156
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 7:22