تعطیلات

خرید بک لینک
حدودا دو ماه و نیمه که در تعطیلات به سر میبرم. تعطیلاتی که خودم برای خودم تعریف کردم و حاضر نیستم تمومش کنم. از اینکه کار دانشگاه را رها کردم خیلی خوشحالم. از دکتر فرهاد رهبر هم ممنونم که باعث شد نگاه من نسبت به تدریس در دانشگاه و کلا در مورد کار کردن در یک سیستم دولتی و یا خصوصی عوض بشه. فهمیدم که در واقع وقتی کارمند جایی هستی بند اسارت اون سیستم رو به گردن داری و مجبوری به هرکجا میکشندت بری. مجبوری حتی سیستم فکر کردن و طرز لباس پوشیدن و حرف زدنت رو مطابق خواسته های اون سیستم تغییر بدی و نقابی رو به صورت بزنی که اون سیستم میپسنده. نمیدونم چرا گاهی ما آدمها مسیر خودمون رو در رسیدن به خوشبختی گم میکنیم. خوشبختی از نظر من این نیست که مقنعه و مانتوی اداری بپوشی و ساعت شش و نیم صبح بری بیرون و کلی توی ترافیک بمونی تا به محل کار برسی...این نیست که با هفتاد و دو ملت سر و کله بزنی و هزار جور تعهد داشته باشی که چنین کنی و چنان کنی تا آخر ماه دزار به حسابت واریز کنن....شاید دیگران این سبک زندگی رو ایده آل بدونن اما من دیگه هیچ وقت حاضر به زندگی در شهری آلوده مثل تهران و کار کردن به این سبک نیستم...

همیشه وقتی که یکی دو روز تعطیل بودم میومدم خونه شمال و از آرامش و سکوت و هوای تازه و زیبایی های اینجا لذت میبردم و برای همین تصمیم گرفتم در تعطیلات دائمی به سر ببرم.

روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...

ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 7:22

صفحه بندی