اینجا شمال ایران و مخصوصا منطقه اسالم که من در آن ساکن هستم یکی از سخت ترین مکانهای ایران برای ساخت و ساز هست. نه اینکه فکر کنید مجوز صادر نمیشه ... بخاطر کارگر و اوستا کار و مصالح و ....
در اینجا کسی خودش رو موظف به کار کردن نمیدونه و از این جهت با من هم عقیده هستند که اصلا چه لزومی داره که آدم برای کار کردن سختی بکشه....وقتی به اندازه کافی داره بخوره و سقفی هم بالای سرشه...
از اونجایی که اینجا معمولا مردم یک خانه شخصی حتی کوچک و قدیمی دارند و یک باغچه کوچک سبزیجات و چند تا مرغ و خروس و دولت هم براشون یارانه میریزه که با پولش بربری 600 تومانی بخرند, کسی مجبور نیست کار کنه چون یک جوری بالاخره سیر خواهد شد پس درواقع کسی که به کار کردن تن میده از جمله افراد با همت این جمع محسوب میشه...حالا این فرد چه در مقام کارگر باشه و چه استاد کار برای خودش قوانین و مقررات ویژه ای داره...اول اینکه هیچ کاری رو روز شنبه یا چهارشنبه شروع نمیکنند چون خوب نیست و معتقد هستند کار سنگین خواهد شد. دومین قانون تعطیلی جمعه و بردن خانواده به گردش هست. سومین قانون اینه که اگر هر کسی از اهالی فامیل, دوست, همسایه, فامیل دور و نزدیک و دیده و ندیده اگر ازدواج یا فوت کند چند روزی را کارگر یا اوستای محترم تعطیل خواهد کرد...اگر کمی باران بیاید کار تعطیل است...اگر باد گرم بیاید کار تعطیل است....و غیر از این موارد هم معمولا هفته ای یکبار یا دوهفته یکبار همسر کارگر یا اوستا مریض میشه و باید دکتر ببره و یکی دو روز تعطیل میشه...یا یکی از اقوامشون میره بیمارستان یا مثلا یکی از اقوام زایمان میکنه و ....
اینطوریه که کار پیش نمیره....بعد هم اگر هیچ کدوم از موارد فوق نباشه و اوستا ها سرکار باشند خدا نکنه که نیاز به شن و ماسه و سیمانی چیزی داشته باشی که اونوقت تمامی موارد فوق در مورد مصالح فروشها صادق خواهند بود...
خوبه که یاد گرفتم مثل این همشهریها خونسرد و آرام باشم....غیر از این چه میتونم بکنم ...
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 129