از نظر من کنکور احمقانه ترین رویداد سال هست مخصوصا با شرایط فعلی که تعداد صندلیهای خالی دانشگاه ها بیش از تعداد شرکت کننده هاست. درواقع این دکان بازاری است که باعث رونق گرفتن کار یک عده در قالب معلم کنکور و مشاور کنکور و مولف کتاب کنکور و .... شده. به چه قیمتی؟ به قیمت خراب کردن قشنگ ترین روزهای نوجوانی...به قیمت برهم زدن آرامش یک فرد...یک خانواده...
یاد دورانی که خودم کنکور داشتم می افتم. بیست سال پیش...زمانی که فکر میکردم تنها آرزوم قبول شدن در رشته معماریه و سخت ترین کار دنیا قبولی توی کنکوره...بعد که قبول شدم فهمیدم همچین چیز مهمی هم نبوده و آرزوهای بزرگتر و روزهای سخت تری هم در زندگی وجود داره...آرزوها بزرگ و بزرگتر شدن و برای رسیدن بهشون تلاش بیشتری کردم و بیست سال گذشت...
وقتی بچه بودم و کسی از بیست سال پیش حکایتی میگفت پیش خودم فکر میکردم چقدر پیره و حالا میفهمم بیست سال با یک چشم برهم زدن سپری میشه...
با اینکه بیشتر این بیست سال رو بخوبی سرکردم اما روراست باید بگم که کل قضیه امروز بنظرم احمقانه میاد...کاش هیچوقت کنکور نمیدادم, قبول نمیشدم, بزرگ نمیشدم و بار اینهمه مسؤلیت رو که بواسطه آرزوهای کوچک و بزرگم به دوش کشیدم رو تحمل نمیکردم. شادی نعمت بزرگیه که با آرزوهای کوچک و حتی بزرگ از خودمون دریغ میکنیم...کاش بیشتر خندیده بودم, بیشتر فرصت لذت بردن از زندگی رو به خودم میدادم...روزهای جوانی و کودکی دخترم رو نمیدونم چطور و کجا گم کردم...چشم باز کردم و دیدم دخترم قدبلند تر از خودم شده با آرزوهای احمقانه ای که از آرزوهای نوجوانی من هم احمقانه تر هستند...
لعنت به کنکور...لعنت به علم و دانش که هرچه بیشتر بدانی ندانسته های بیشتری رو پیدا میکنی...بیشتر بفهمی بیشتر زجر میکشی... به قولی خوشا بحال آنکه گوساله آمد و گاو رفت...
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...
ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال میکنید
برچسب: کنکور 95,کنکور,کنکور سراسری 95,کنکور ۹۵,کنکور هنر,کنکورد,کنکور ارشد,کنکور ارشد 96,کنکور 96,کنکور تجربی 95,
نویسنده:
بازدید: 134