بدون شرح

خرید بک لینک

هنوز هم همون حس...و احتمالا به زودی سرم از اینهمه فکر و خیال میترکه.

دلتنگم خیلی زیاد...بیشتر از همه برای خودم که مدتیه گم شدم...برای بقیه های مثل خودم...برای ما که پنجشنبه ها هم مدرسه رفتیم...برای ما که ناخنها و موهامون رو بازدید میکردن...برای ما که کیفهامون رو هر روز صبح میگشتن و داشتن آینه برامون جرم محسوب میشد...برای ما که آمار تعداد سبیلها و موهای ابروهامون رو همه داشتن...برای ما که باید میگفتیم "چشم"...

و جنگیدیم برای هر چیزی که حقمون بود...آرزو داشتیم در کنکور قبول بشیم...آرزوی داشتن شغل...آرزوی خوشبختی و حالا آرزوی ادامه زندگی به همون شکل نکبت باری که چند سال پیش بود...

و دلم برای بچه هامون میسوزه که از ما هم بدبخت تر هستند و هیچ آینده ای در انتظارشان نیست...

گاهی فکر میکنم بزرگترین دروغی که به ما گفتن همون وجود خدا هست...

روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی...

ما را در سایت روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: پنجشنبه 26 آبان 1401 ساعت: 14:44

صفحه بندی